


شورای نگهبان اعلام کرد که دیگر
میر حسین موسوی را تأیید صلاحیت
نمی کند.
این کمترینی است که باید دربارهء این
همنوایان با انگلیس به خرج داد.
بلکه دیگر همکاران وی چون محمدخاتمی
که برای وی در آمریکا و اروپا و آمریکا دلالی
کرد و یا قالیباف را که زمینه های اغتشاشات
تهران را فراهم آورد را علاوه بر رد صلاحیت
باید محاکمه کرده و به پنجهء قانون بسپارند.

دروغگویان مدرن با فشار بر نظام
برای ابطال انتخاب بی نظیر مردم
ننری را به آخرین حدش رسانده اند.
این در صورتی است که ما هشت سال
با تحمل بد ترین شرایط در دولت
خاتمی و پیش از آن در دولت هاشمی
به انتخاب اشتباه مردم احترام گذاشتیم
ولی پیاده نظامان اصحاب جمل
تا تیغ تیز ذوالفقار را نچشندفتنه را
ترک نمی کنند و ما شتر
این فتنه (رفسنجانی) و طلحه
و زبیران را پی خواهیم کرد.
چنانچه دیشب در حضور حزب الله
در تهران فواحش واراذل
فرصت جولانی را نیافتند.


باقر قالیباف که در دوران شهرداری
تهران با سنگ اندازی ،مدیریت دولت نهم
را بر شهر تهران مختل کرده است .
و با ابقای محسن رفسنجانی دست
این خاندان را بر چپاول درآمد بی حد
تهران باز گذاشته است .
چنانچه بودجهء توسعه متروی تهران
صرف ایجاد ان جی او های ضد دولت شد.
که محسن در ابتدای حضور موسوی
تمام این دهها ان جی او را به ستاد وی
واگذار کرد .
اکنون نیز در توطئهء اخلال گرانهء
مثلث هاشمی خاتمی و موسوی
در ابطال انتخابات بی نظیر ریاست
جمهور ی دهم با عدم جمع آوری
زباله های تهران با اهدای دهها تن
آشغال به مخملی های سبز
برای ایجاد آتش سوزی های گسترده
باز حمایت خود را از براندازان نشان
داد.
البته آقای رفسنجانی با اهدای
فائزهء رفسنجانی به ستاد میر حسین
در آشغال بخشی از دیگران سبقت
گرفته است.

این عدالته ؟! من محسن و فرستادم فرنگ
تا تاج و تختمونو حفظ کنه مهدی
رو فرستادم تا نفتمونو حفظ کنه
یاسرو هم به کشت و کار
فرستادم تا نونمونو
حفظ کنه فائزه رم
فرستادم تا دینمونو
نصف کنه فاطیم فرستادم تا
باقیات الصالحاتمون باشه.
عفت تو یه چیزی بگو .
رهبرم که جوابمونو نداد.میر حسین و
محسنم گند زدند.
اگه احمدی نژاد بگه بیا مناظره چه کنم؟!
حیف اینهمه چیز که خرج شد.
محسن یه دخمه تو مترو برامون نگهدار.


بسم ربّ الشهداء
نامهء جمعی از روحانیان بازداشت شده به جرم سؤال از رفسنجانی در 15 خرداد 1385:
به اکبر هاشمی رفسنجانی.
آنروز که بردهان ما کوبیدید تصوراین را نداشتید که از دهانی صادق در مقابل میلیون ها بیننده همانی را که تحمل شنیدن آن را از ما نداشتید دوم شخص کشور بازگو کند.
آقای رفسنجانی آنروز سؤال ما از شما این بود که چگونه است که خود و فرزندان و خویشاوندان خویش را در هاله ای از تقدس قرار داده ایدواز هر گونه سؤالی مبرا دانسته اید؟! شما در نامهء گستاخانه و نسنجیدهء خود به ولی امرمان سرنوشت خود و تبار خود را با انقلاب و امام گره زده و از افشاگری پیرو صادق امام راحل نسبت به اتهامات مستند آقا زاده هایتان به عنوان «زیر سؤال رفتن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران » تعبیر کرده اید ! چه شده است که امنیت ملّی کشور را با منافع خود گره زده و با تهدیداتی لمپنیسمی از فوران «آتشفشانهای خاموش» سخن می گویید.؟!
آقای رفسنجانی ما در جریان پر فتنهء 15 خرداد 1385 با آتشفشانهای خاموش شما که توسط «مهدی » عزیزتان اجیر شده بودند مواجه شدیم . همان شر خرانی که به گواه خادمان حرم با اتوبوس به صحن مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها برای ضرب و شتم سربازان امام زمان به جرم طرح سؤال از شما آمده بودند. ما برای مصلحت نظام که شما مدعای آنرا دارید در برابر ظلم ها و اهانت های دوستان شما سکوت کردیم و در برابر احکامی چون سال ها زندان و شلاق و نفی بلد که هنوز پا برجاست دم فروبستیم به امید اینکه هیچگاه آه مظلوم در این دنیا بی جواب نمی ماند.
دوستان شما برای اینکه آثار ضرب و شتم که توسط آتشفشانهای خاموش شما بر ما عارض شده بود محو شود ما را روزها در زندان مرکزی قم بدون اثبات جرم در بدترین شرایط که حتی از حداقل سهمیهء زندانیان برخوردار نبودیم محبوس نگه داشتند و ملبسین ما به لباس روحانیت را نیز بدون لباس روحانیت و با تهدید از زندان به جلسات دادگاه بردند ولی ما باز صبر کردیم .
روزنامهء فحاش شما (جمهوری اسلامی ) از هر دروغ و جو سازی بر علیه ما که پناهی جز خدا نداشتیم دریغ نداشت آنقدر فضا را برای ما تنگ کردید که تا ما به درخواست دوستان شما خود را فریب خورده و سازمانیافته در ایجاد اغتشاش در مراسم 15 خرداد 85 به دروغ اعتراف کنیم. و وقتی که ما در زندان به سر می بردیم دوستان شما به دروغ گفتند که با بخشش ملوکانهء شما ما آزاد شده ایم و اصلا" از ظلم به کسی که جز خدا یاوری ندارد نهراسیدید. حال در نامهء شما به رهبر معظم انقلاب اسلامی ما به کار گیری همان ادبیاتی را که بر علیه ما به کار می بردید را شاهدیم که بر علیه محبوبترین رییس جمهور کشورمان به کاربرده اید و از ادبیات کارگزاران طاغوت که منتقدان را به پس گرفتن سخنشان تهدید می کردند استفاده کرده اید . آقای رفسنجانی شما که تجربهء مبارزات با رژیم ستمشاهی را دارید باید خوب بدانید که این ادبیات نه تنها راه گشای آن رژیم نبوده بلکه هر قدر که بر این فشار ها افزوده شود بر بیداری و همگیر شدن اعتراضات نیز افزوده می شود. چنانچه وقتی آنروز در هجمهء شارلاتانیسم مطبوعاتی دوستانتان خواستید ما را فریب خورده و منافق و کسانی که میلیون ها دلار گرفته اند و تغزیه شده از متحجران حوزه خواندید و پا بر حلقوممان نهادید هرگز گمان نمی کردید که در پخشی پر بیننده توسط شخصیتی مردمی چون دکتر احمدی نژاد راز نه چندان پنهان فرزندان شما آشکار شود . حال نیز با اشتباهی دیگر گدازه های خشم مردم را که دیگر فوران کرده است را به سوی خود می خوانید.
آن کس را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ اگر شما به پاکدستی فرزندانتان مطمئنید دیگر به رخ کشیدن تجمعات مخملی ای که خاندانتان به پا کرده اند چه معنا دارد؟! شما به جای اینکه رییس جمهور محترم را به پس گیری سخنش بخوانید به حکم عقل از وی باید سند طلب کنی چرا اینگونه به آب و آتش می زنی؟!
آیا یادتان رفته در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وقتی که منافقان به بهانهء دستگیری فرزندان آیت الله طالقانی توسط دادگاه انقلاب اغتشاش خیابانی به پا کردند امام راحل فرمودند: « ...ولو اینکه اگر احمد را بگیرند بکشند هم من حرفی نمی زنم اما می خواهند اینها (غائله ) درست بکنند...» ( صحیفهء امام ج7 ص 42)
چه شده است که شما شان فرزندان خود را از یادگاران امام بالاتر می بینید؟!
مگر رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابلاغ فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی تصریح نکردند:
«درامر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود ، هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهادی نمی تواند با عذر انتساب به اینجانب و یا دیگر مسئولان کشور ، خود را از حساب کشی معاف بشمارد . با فساد در هر جا و هر مسندی باید بر خورد یکسان صورت گیرد.» (فرمان 8 ماده ای 10/2/1380)
آقای رفسنجانی چرا مغالطه می کنید؟! چرا رهبری نظام را موافق تمام عملکردهای خود می پندارید؟!
مگر رهبر معظم انقلاب در در دوران دولت شما فریاد برخورد با «نوکیسه گان دولتی » را بارها بلند نکرد و آیا مدیر شایستهء شما «کرباسچی» که با تلاش شما مجازاتش تخفیف یافت زادهء دوران کاری شما نبود؟!
مگر بار ها رهبری نظام از «خطر انباشته شدن ثروت و قدرت » در دست عده ای از وابستگان نظام نگرانی خود را ابراز نداشته است؟!
زندان های ما فقط باید از مفلسان فاصلهء طبقاتی و آفتابه دزدها پر شود و آنان که سال ها میلیاردها دلار از بودجهء کشور را اختلاس کرده اند باید در اقدامات ضد امنیتی و براندازانه بر علیه دولت خدمتگذار دستشان باز باشدو چون نمونهء کوچک آنان «شهرام جزایر ی » مایهء مضحکهء نظام قضای ما باشند؟! این چه خیانتی است به اعتماد مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی که ماهمواره باید برخورد کشورهای سکولار را با مفسدان دانه درشتشان را به نظاره بنشینیم و لی در کشوری که خود را وامدار حکومت عدل علوی می داند از امثال شما چنین تهدیدات کودکانه را بشنویم.
بسوزد و بشکند زبان و قلمی که مفسده جوییهای «فائزهء رفسنجانی» در این سالیان دراز را به مکتب پاک امام راحل ملحق کند واز افشاگری یاور صدیق انقلاب به عملی ضد انقلابی و منافقانه تعبیر کند و پیر سرباز فرسودهء خویش «میرحسین موسوی » و دیگر «سردار برگشتی » را وادارد که با موج خط نفاقشان سردار مقابله با صهیونیست جهانی را با اصحاب بی بندوباری که فرزندانش فراهم آورده اند «دروغگو » بنمایاند. و بسته باد دهانی که کسی را که اعمال اقتصادی خلاف قانونی چون بانکداری ربوی را در جامعه گسترش داد را با «شهید مظلوم بهشتی » که پرچمدار مبارزه با بانکداری ربوی بود مقایسه کند و یاور خمینی نامد.
آقای رفسنجانی! دوران این سخنان گذشته است و دلتان به همدردهایی که بیم دارند که با همه گیری مبارزه با فساد خود وآقا زاده هایشان بر ملا شوند خوش نشودچراکه رهبری معظم انقلاب اسلامی و مراجع اعظام تقلید و حوزه های علمیه خود پرچم دار این دفاع مقدس از حیثیت نظام اسلامیمان می باشد.و نمی خواهد مانند قلدر مأبان ، جمعیت اراذل و اوباش را به رخ اهل حق بکشید چرا که ما ذوالفقاری در غلافیم و از هیچ ارعاب و تهدید و فشاری از آنانی که جام زهر به اماممان نوشاندند نمی هراسیم وبر پای این مکتب ما با دوستان شهیدمان تا سرحد شهادت پیمان خون بسته ایم .
سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون.
20/3/88
|
|
شاید وقتی موسوی ابهامات مطرح شده در خصوص منزل مسکونیاش را تکذیب میکرد و آن را «اطلاع ناصحیح» میخواند، گمان نمیکرد روزی خواهد آمد که اسناد مربوط به مدعایش منتشر شود تا مردم از آنچه هست، مطلع شوند.
فروردینماه سال جاری بود که نامه خانم فاطمه رجبی خطاب به موسوی منتشر شد. در این نامه برخی تناقضات و ابهامات در خصوص عملکرد و مواضع موسوی مورد اشاره قرار گرفته بود. از جمله بحث سادهزیستی و منزل مسکونی میرحسین. رجبی نوشته بود: «موسوی سادهزیست است!؟ کدام سادهزیستی؟... اگر موسوی در کاخنشین یا شاهنشین جماران سکنی ندارد، معنایش سادهزیستی است؟ روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی است! به عمل کار بر آید به سخندانی نیست.»
این نامه بود که واکنش هتاکانه ابراهیم نبوی و بعد از آن اطلاعیه موسوی را به دنبال داشت. موسوی خطاب به نبوی نوشت: «اینجانب به عنوان کسی که مخاطب نامه آن خانم محترم بودهام، به جز اطلاع ناصحیحی که در مورد محل منزل مسکونیام به ایشان دادهاند، مابقی این نوشته را نظری در میان نظرات یافتم که یک نامزد انتخابات ریاستجمهوری باید طاقت شنیدنش را داشته باشد.»
اما خانهای که رجبی از آن سخن میگوید، خانهای است که در سال 71 یعنی بعد از نخستوزیری موسوی و در زمان ریاستجمهوری هاشمی رفسنجانی با قیمتی بسیار نازل، یعنی حداقل 70 برابر زیر قیمت، از طرف دولت به او واگذار شد. این خانه در 4قطعه زمین به مساحت مجموعاً 517 مترمربع احداث شده است.
در نامه رسمی محسن طائب، قائم مقام سرپرست نهاد ریاستجمهوری خطاب به دفترخانه اسناد رسمی آمده است: «سلام علیکم. احتراماً با عنایت به اینکه این نهاد در نظر دارد عرصه و اعیانی خانه احداثی در پلاک 2926 اصلی و 3 و 4 فرعی از 2926 اصلی و 3 فرعی از 2927 اصلی واقع در بخش 3 تهران موضوع وکالتنامه شماره 47236 مورخه 11/8/67 را به نام آقای میرحسین موسوی خامنهای انتقال نماید. خواهشمند است وفق مقررات جاریه نسبت به انتقال اسناد پلاکهای فوقالذکر به نام مشارالیه اقدام نمایند. ضمناً برادر محمد نکویی به عنوان نماینده این نهاد اسناد مربوطه را امضاء مینماید.»
آنچه در خصوص این خانه قابل توجه است، قیمت معامله است. در حالی که ارزش مالی خانه حداقل متری 70 هزار تومان بوده است، این خانه متری 1000 تومان به موسوی واگذار شده است. مساحت ساختمان معامله شده 1011 متر مربع بوده است. در واقع مهندس موسوی خانه را با ارزش حداقل یک هفتادم بهای اصلی آن از دولت هاشمی دریافت میکند.
موسوی در حالی این منزل را به ثمن بخس دریافت کرده است که عیار ادعای قانونگرایی و اخلاق وی شب گذشته نیز در فحاشی غیابی علیه احمدینژاد روشن شد.

و رفسنجانی را از این سینه چاکان
بسیار است!


هفتم تیر سال شصت و یک لحظاتی
پیش از انفجار حزب جمهوری اسلامی
وشهادت بیش از هفتاد تن از یاران
راستین امام؛ «اکبر رفسنجانی»
«میر حسین موسوی» را
با خود به بیرون برد
ومانع از کشته شدن وی شد
گویا حال پس از بیست و هفت سال
از آن واقعهء مرموز مهندس موسوی
به تلافی آمده است رفسنجانی
و خاندان فاسدش را نجات
دهد .
پاینده باد دولت پاکی ها!
دولت دکتر احمدی نژاد.

با پیروزی قاطع حامیان حزب الله در انتخابات
مجلس لبنان قدم اول در پیروزی
مقاومت اسلامی دردنیا برداشته شد.
برای تکمیل این پیروزی با پیروزی
بالاتر دکتر احمدی نژاد در مقابل
هواداران صهیونیست روز
پنجشنبه روزهء مستحبی
هدیه به آیات عظام
بهاءالدینی و بهجت
می گیریم.
(به امر آیت الله مصباح)


موسوی در برنامه ای که قرار
بود با کروبی مناظره کند بارها
با هتاکی و دادن آمار یکطرفه
رییس جمهور مکتبیمان را
دروغگو خواند.
این در صورتی است که وی
در مناظرهء مستقیم با دکتر
احمدی نژاد که با افشاگری دکتر
بر علیه خاندان رفسنجانی
مواجه شده بود به چیز خوردن افتاد.
بنابر این به دنبال پروژهء دروغگو خواندن
دکتر احمدی نژاد در اذهان عمومی
وی بی ادبانه رییس جمهور با تقوایمان
را به دفعات در غیابش دروغگو خواند.

پس از فاش شدن بمبگذاری در هواپیمای
خاتمی در مسیر اهواز که منجر به مجروحیت
یکی از امنیت پروازی ها شد .
پروزه مظلوم نمایی برای جلب رای
برای موسوی به کثیف ترین مرحله
خود رسید.
وهمین نیز موجب سرخوردگی و
انزوای نسبی خاتمی شده است.
خود زنی هایی چون بریدن سیم
انتقال برق ورزشگاه کرج در حین
سخنرانی موسوی توسط
افراد ستادش و متهم کردن
ادارهء برق از این دست است.
از لحن به اصطلاح مناظرهء یک طرفهء
موسوی و کروبی التهاب آفرینی ها
و دروغ های موسوی نوعی کلمهء رمز
بود برای درخواست اغتشاش از
هوادارانش که ناظر بر بند سوم دستور
کمیتهء X در کشاندن انتخابات
به خیابان برای جبران شکست
در پای صندوق ها می باشد.
تا انقلاب های مخملی را پس از
شکست ادامه دهند.
که همهء اینها دستپخت «حجاریان»
و دوستان خارجی اش است.
دوشنبه 11 خرداد 1388

گروهک 14 مارس که از حمایت
آمریکا و صهیونیست ها برخوردارند
در آستانهء انتخابات لبنان با حمله به
دکتر احمدی نژاد از آنچه که آنرا حمایت از
حزب الله می خواندند با دیگر
صهیونیست ها همنوا شدند.
ولی سید حسن نصرالله با نهیب
به آنان در سالروز آزادی لبنان
گفت:
« چرا شما از تهدیدات باراک نسبت
به لبنان برآشفته نمی شوید
ولی از حمایت لفظی برادر عزیزم
رییس احمدی نژاد اینقدر به
خود می پیچید.»
وی ایران را با وجود احمدی نژاد در کنار
دولت آیندهء مقاومت پایدار خواند.